فک کنم عالی اااام
از ی مدتی پیش تصمیم گرفته بودم ک درباره حماقت و احمق بودن بنویسم. ب علت کاربرد زیاد این واژه در اجتماع همیشه از خودم می پرسیدم این آدم احمق چگونه آدمی است؟ احمق چه خصوصیتی دارد ؟ گاهی درونم ب خودم میگم نکنه منم جزو احمق ها باشم. ب مقایسه خودم با دیگران پرداختم و دنبال این بودم ک حماقت چیست و چطور می توان دیگران را ب عنوان احمق تشخیص داد؟ در سال های اخیر با مروری بر گذشته نزدیک و دور خودم در عرصه ها و مراحل مختلف زندگی ب نظرم اینطور هست ک در ایستگاه های متعدد زندگیم ، افکار و گفتار و رفتارم با حماقت همراه بوده است. شاید ب اقتضای سن و انتظارات از خودم، مطالباتم از اجتماع و البته قرارگرفتن در موقعیت های گوناگون اینگونه خطا کرده ام. اینجا قصد دارم حماقت رو بشناسم و بشناسونم تا کمک کنم ب خودم و دیگران تا کمتر گرفتارش بشیم
حماقت ینی اعتماد کردن
حماقت ینی ی اشتباهی رو تکرار کردن
حماقت ینی من
حمـاقـت کـ شاخ و دم نــداره!!
اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن میشی!!
خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!
برمیگردم چـون
دلـتنـگـت مــی شــوم!!
هه حماقت ینی بودن با کسی دلش با تو نیست
برچسب:
نویسنده: طاها موسوی